تبلیغات
مهریان - 5 درس مهم از زبان ماریسا میر، مدیر عامل میلیونر یاهو

5 درس مهم از زبان ماریسا میر، مدیر عامل میلیونر یاهو

نویسنده :جواد مهریان
تاریخ:پنجشنبه 14 آبان 1394-01:07 ب.ظ

 درس مهم از زبان ماریسا میر، مدیر عامل میلیونر یاهو

Description: 5 درس مهم از زبان ماریسا میر، مدیر عامل میلیونر یاهو

ماریسا میر 39 ساله سمت مدیر عاملی شرکتی را در اختیار دارد که ارزش آن برابر با 40 میلیارد دلار تخمین زده شده است.

سرمایه شخصی این خانم موفق هم اکنون در حدود 500 میلیون دلار است که 300 میلیون آن حاصل کارش در گوگل و مابقی نیز از یاهو کسب شده.

اما او چگونه با این سرعت به چنین موفقیتی دست پیدا کرد؟ خانم میر پاسخ این سوال را در کتابش با عنوان «ماریسا میر و تلاش برای حفظ یاهو» به چاپ رساند.

چندین فصل این کتاب به شرح زندگانی مدیر عامل یاهو اختصاص یافته و در باقی فصول نیز به نحوه ثروتمند شدن و همچنین شهرت یافتن او پرداخته شده است.

در این مطلب قصد داریم 5 درس مهم از این کتاب را با هم مرور نماییم. در ادامه با دیجیاتو همراه باشید.

1- ترسناک ترین فرصت را انتخاب نمایید

میر در زمان فارغ التحصیلی اش از دانشگاه استنفورد، دنیایی از فرصت های شغلی مختلف را پیش روی خود داشت.

او می توانست مشاوری با درآمد بالا باشد، در دانشگاه کارنگی ملون تدریس کند یا اینکه به یک استارتاپ کوچک زیان ده با نامی جالب ملحق شود.

ماریسا در میان گزینه های مختلف عاقبت همان استارتاپ کوچک را انتخاب نمود و برای مصاحبه راهی دفتر آن شد.

جمع کثیر نوابغ و افراد با استعداد در آنجا او را شگفت زده کرد. جالب است بدانید این افراد به قدری باهوش بودند که حتی گاهی باعث رعب و وحشت میر می شدند. چون کار کردن در آن استارتاپ مستلزم خطر پذیری بالایی بود و از سویی افرادی که در آنجا کار می کردند فوق العاده باهوش بودند، اشتغال در آن شرکت نوپا در واقع ترسناک ترین کاری بود که ماریسا می توانست انجام دهد و در واقع به همین دلیل بود که آن را انتخاب کرد.

آن استارتاپ جایی نبود جز گوگل. در واقع میر یکی از 25 کارمند نخستینی بود که در آنجا مشغول به کار شدند

2- نقاط ضعف خود را تشخیص دهید

میر به عنوان یک کد نویس در گوگل استخدام شد و اولین پروژه بزرگی که به دست گرفت، ساخت سیستم تبلیغاتی گوگل بود. کمترین پیشرفت در این پروژه چندین ماه زمان از او می گرفت تا اینکه این غول جستجوگر متولد شد و یک کد نویس بی نظیر به نام جف دین را از شرکت DEC (یا شرکت تجهیزات دیجیتال) به استخدام خود درآورد.

دین به گوگل آمد و سیستمی را که میر ماه ها زمان را صرف ساختنش کرده بود ظرف چند هفته ساخت. در آن زمان میر مطمئن بود که کار کردن در گوگل را دوست دارد با این حال برایش روشن شد که نمی تواند به عنوان یک کدنویس در آن شرکت موفق ظاهر شود و به همین دلیل باید به دنبال راه های دیگری برای درخشش در آنجا و البته سودمند واقع شدن می گشت.

3- مشکلات شرکت خود را تشخیص داده و آن ها را حل کنید

پس از آنکه ماریسا تشخیص داد به عنوان یک کدنویس نمی تواند آینده خوبی در گوگل داشته باشد تصمیم گرفت خود را در متن مشکلاتی قرار دهد که پیش روی شرکت قرار داشتند.

او در بخش های مختلفی چون بازاریابی، سرورها، روابط عمومی و بسیاری موارد دیگر کار کرد و عاقبت سه حوزه مختلفی که می توانست در آنها موفق ظاهر شود و به پیشرفت گوگل کمک کند را یافت.

ماریسا مسئولیت برگزاری جلسات لری پیج مدیر عامل گوگل با کارکنان را بر عهده داشت و همان شخصی بود که رابط های کاربری محصولات جدید را از لحاظ مطابقت داشتن با استانداردهای این شرکت مورد بررسی قرار می داد و نظر نهایی را اعلام می کرد.

عاقبت همین امر میر را به فرد نهایی تصمیم گیرنده در مورد ظاهر و حس همه محصولات گوگل (از جمله قابلیت سرچ آن) بدل کرد. او در نهایت پروژه مدیریت محصول را در شرکت متبوعش کلید زد که در واقع نوعی برنامه آموزشی برای دانشجویانی بود که مهارت فنی بالایی داشتند و قرار بود که در جریان این پروژه راه و روش مدیریت را بیاموزند.

افرادی که در این طرح شرکت داده می شدند در همه بخش های گوگل حضور داشتند.

میر از آنها الهام می گرفت و به واسطه این افراد به جایگاه خوبی در گوگل دست پیدا کرد چراکه این گروه از افراد نابغه باید به صورت روزانه هم مدیرانشان و هم ماریسا گزارش عملکرد می دادند.

4- از ناراحت کردن دیگران نهراسید

میر با قرار دادن خود در متن همه این مشکلات گاهی اوقات اقدام به حل مسائلی می کرد که پیشتر افراد دیگری سعی در مرتفع نمودنشان داشتند.

این افراد غالبا از اینکه میر در کارشان مداخله می کرد ناراحت می شدند اما او توجهی به این مسائل نداشت و مهم تر از آن اینکه، مدیریت گوگل نیز به این موضوع اهمیتی نشان نمی داد.

در واقع آنها قبول داشتند که در ابتدای کار، میر توانسته بود بسیاری از مشکلات را از پیش رویشان بردارد و به همین دلیل قدرشناس او بودند.

با این کارها، میر به نوعی برای خود دشمن تراشی کرده بود و از سویی نیز صدها میلیون دلار را به خاطر خوش خدمتی هایش کسب کرده بود و به یک ستاره در محیط کارش بدل شده بود.

5- بدانید چه زمانی وقت خداحافظی است

او در کتابش گفته که چطور دشمنانش در گوگل رشد کرده و آنچنان قدرت یافتند که عاقبت توانستند در کنارش قرار بگیرند.

پیدا شدن رقیب برای میر به این معنا بود که دیگر وقت خداحافظی رسیده است اما او این کار را نکرد و در عوض همچنان کارهای خوبی را برای شرکتش انجام می داد. برای نمونه سرپرستی تیم توسعه اپلیکیشن گوگل مپس برای آی فون را بر عهده گرفت.

زمانی که کارل بارتس مدیر عامل یاهو در سال 2011 میلادی از کار اخراج شد یکی از دوستان میر به او گفت که می تواند جای او را بگیرد. میر نیز در پاسخ گفت که برای گرفتن این موقعیت شغلی اقدام کرده منتها تصورش این است که هیئت مدیره آن شرکت بیش از اندازه غیر قابل اعتماد هستند که بشود برایشان کار کرد.

چندین ماه بعد و به دنبال انتقاد یکی از سرمایه گذاران یاهو به نام Dan Loeb از هیئت مدیره شرکت، کل تیم حاضر در آن تغییر یافتند و میر نیز فرصت را غنیمت شمره و قراردادی 200 میلیون دلاری را برای تصدی پست مدیر عاملی یاهو امضا کرد.



 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
foot pain after running
دوشنبه 12 تیر 1396 10:47 ب.ظ
First off I want to say wonderful blog! I had a quick question that I'd like to ask if you do not mind.
I was interested to find out how you center yourself and clear your head prior to writing.
I've had difficulty clearing my thoughts in getting my thoughts out there.
I do take pleasure in writing but it just seems like
the first 10 to 15 minutes are usually wasted just trying
to figure out how to begin. Any ideas or tips? Cheers!
tallchamber8872.jimdo.com
سه شنبه 2 خرداد 1396 07:33 ق.ظ
Howdy! I could have sworn I've been to this blog before but after checking through some
of the post I realized it's new to me. Anyhow, I'm definitely
glad I found it and I'll be bookmarking and checking back often!
BHW
پنجشنبه 31 فروردین 1396 06:03 ق.ظ
Hmm is anyone else experiencing problems with the images on this blog loading?
I'm trying to figure out if its a problem on my end or if it's the blog.
Any suggestions would be greatly appreciated.
manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 08:32 ب.ظ
You actually make it seem so easy with your presentation but I find this topic to be actually something which
I think I would never understand. It seems too complex and extremely broad for me.
I'm looking forward for your next post, I'll try to get the hang of it!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر