تبلیغات
مهریان - عید غدیر خم

عید غدیر خم

نویسنده :جواد مهریان
تاریخ:پنجشنبه 4 آذر 1389-11:33 ب.ظ

عید غدیر خم

«غدیر» در زبان عربی به معنی گودال و «خم» نام محلی نزدیك منطقة «جحفه» است. كه در آن روزگار چشمه‌ای روان و درختانی كهنسال داشت. به دلیل موقعیت سوق الجیشی «غدیر خم» حاجیان شهرها و سرزمین‌های مختلف عربستان پس از انجام مناسك حج و هنگام بازگشت به شهر و دیارشان در این منطقه از هم جدا می شدند. آنچه نام این محل را در تاریخ اسلام مهم و به یادماندنی كرده است به سال دهم هجری و تصمیم  پیامبر اسلام (ص) برای زیارت خانه خدا و به جا آوردن مراسم حج و اعلام ایشان مبنی بر اینكه امسال آخرین حج ایشان خواهد بود، برمی‌گردد. لذا مردم شهرها و مناطق مختلف عربستان به وسیله قاصدانی از این امر مطلع شدند.

در پی این فراخوان پیامبر اسلام(ص) با اجتماع عظیمی از مردم، مدینه را به قصد مكه ترك فرمودند. اجتماع باشكوهی از مسلمانان آن سال در مراسم حج شركت كردند؛ كه آن سال حجه الوداع پیامبر(ص) بود. پس از پایان مراسم حج پیامبر(ص) دستور دادند كه حجاج باید حركت كنند تا در غدیر خم حاضر باشند. همچنین پیامبر به 12 هزار نفر از حجاج یمن – كه مسیرشان متفاوت بود – دستور دادند همراه حجاج به غدیر خم بیایند. در مسیر بازگشت حجاج، جبرئیل بر پیامبر وارد و این آیه را نازل كرد: «هان! ای پیامبر! آنچه را كه از سوی پروردگارت به تو نازل شده است تبلیغ كن و اگر چنان نكنی پیام رسالت را انجام نداده ای و خداوند تو را از مردم حفظ می فرماید.» ( سوره مائده، آیه 67 )

در پی ابلاغ این دستور پیامبر دستور توقف كاروان حجاج را در منطقه غدیر خم دادند و امر فرمودند كسانی كه جلوتر هستند بازگردند و كسانی كه عقب مانده اند به اجتماع حجاج در غدیر خم برسند. اجتماعی كه تعداد آن را بین نود تا صد و بیست هزار نفر ذكر كرده‌اند. پیامبر اسلام (ص) در آن روز گرم سوزان بر بالای منبری از جهاز شتران در حالی كه حضرت علی (ع) در كنار ایشان قرار داشت خطبه ای ایراد فرمودند. پیامبر(ص) در این خطبه با ستایش و حمد خدا شروع و حدیث ثقلین را بیان فرمودند سپس در حالی كه دست حضرت علی (ع) را بلند نمودند تا همه مردم ایشان را دركنار رسول خدا مشاهده نمایند، از مردم پرسیدند: «ای مردم آیا من از خود شما بر شما اولی و مقدم‌ نیستم؟» مردم پاسخ دادند: «بله ای رسول خدا.» حضرت در ادامه فرمودند: « خداوند ولی من است و من ولی مؤمنین هستم و من نسبت به آنان از خودشان اولی و مقدم می باشم.» آنگاه فرمودند: «پس هر كس كه من مولای او هستم علی مولای اوست.» سه بار این جمله را بیان كردند و فرمودند: « خداوندا، دوست بدار و سرپرستی كن، هر كسی كه علی را دوست و سرپرست خود بداند و دشمن بدار هر كسی كه او را دشمن دارد و یاری نما هر كسی كه او را یاری می نماید و به حال خود رها كن، هر كس كه او را وا می گذارد.» پس خطاب به حجاج فرمودند: «ای مردم حاضرین به غایبین این پیام را برسانند.» هنوز اجتماع متفرق نشده بود كه بار دیگر جبرئیل بر پیامبر وارد و این آیه را نازل كرد: «امروز دین شما را به كمال رساندم و نعمتم را بر شما تمام كردم و دین اسلام را بر شما پسندیدم.» ( سوره مائده، آیه 3 )

سپس پیامبر دستور داد كه مردم با حضرت علی (ع) بیعت كنند. مردم دسته دسته به خیمه پیامبر(ص) كه حضرت علی (ع)  در آن بود وارد و با حضرت علی(ع) بیعت كردند و به ایشان تبریك می‌گفتند. ابوبكر، عمر، طلحه و زبیر جزو اولین بیعت كنندگان بودند و عمر، خطاب به حضرت علی (ع) گفت: «بر تو گوارا باد ای پسر ابی طالب، تو مولای من و مولای هر مرد و زن با ایمان گشتی.» مراسم بیعت با حضرت علی (ع) سه روز به طول انجامید. حسان بن ثابت انصاری در آن روز دربارة این انتخاب و امامت و جانشینی حضرت علی (ع) ابیاتی را سرود.

حدیث غدیر توسط 110 تن از صحابه مثل ابوبكر، عمر، عثمان، عمار یاسر، ام سلمه، ابوهریره، سلمان، زبیر، زیدبن ارقم، ابوذر، عباس بن عبدالمطلب، جابر عبدالله انصاری و 83 تن از تابعین مثل سعید بن جبیر و عمربن عبدالعزیز نقل شده است. پس از تابعین نیز 360 تن از محدثان، حدیث غدیررا در آثار خویش نقل نموده اند كه سه تن از آنان صاحبان «صحاح سته» ( ششگانه ) هستند.

علمای شیعه همگی غدیر را حدیثی متواتر دانسته اند. مورخی مثل یعقوبی كه اولین كتاب تاریخ عمومی را در جهان اسلام نوشته نیز واقعه غدیر را ذكر كرده است. همچنین مورخانی مثل محمد بن جریر طبری، ابن اثیر، سیوطی، شهرستانی، ابونعیم اصفهانی این واقعه را بیان كرده اند و حتی برخی از آنان كتاب های مستقل در باب غدیر تألیف كرده‌اند مثل «الولایه فی طرق حدیث الغدیر»  اثر محمد بن جریر طبری.

عید غدیر خم بزرگترین عید در نزد ائمه (ع) و شیعیان آنان بوده است و در طول تاریخ همواره آن را گرامی داشته‌اند.

«در كتاب ثوب الاعمال شیخ صدوق باسندش به حسن بن راشد آمده كه گفته است: به امام صادق (ع) گفتم: آیا برای مؤمنان عید دیگری جز جمعه و فطر و قربان وجود دارد؟ فرمودند: آری. روزی و عیدی كه از همه بزرگتر است و آن روزی است كه امیر المؤمنین علی (ع) را بر پا داشتند و رسول خدا (ص) پیمان ولایت او را بر عهده زن و مرد مسلمان در محل غدیر خم نهاد، پرسیدم كدام روز هفته بوده است؟ فرمودند: روز در سال ها تغییر می كند، آن روز، روز هجدهم ذی الحجه است....»



نوع مطلب : مذهبی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Janina
پنجشنبه 16 آذر 1396 09:28 ب.ظ
Very nice article, just what I needed.
aracelisMccardle.jimdo.com
چهارشنبه 18 مرداد 1396 06:27 ب.ظ
Hi there, There's no doubt that your web site could possibly be
having web browser compatibility problems. When I look at your site in Safari, it looks fine however when opening in I.E., it's got some
overlapping issues. I just wanted to provide you with a quick heads up!

Apart from that, excellent site!
Foot Issues
سه شنبه 17 مرداد 1396 11:41 ق.ظ
What's up everybody, here every person is sharing these knowledge,
therefore it's good to read this website, and I used to visit
this website daily.
Judson
دوشنبه 9 مرداد 1396 08:49 ب.ظ
I was curious if you ever considered changing the page layout
of your website? Its very well written; I love what
youve got to say. But maybe you could a little more in the way of
content so people could connect with it better. Youve got
an awful lot of text for only having one or 2 pictures.
Maybe you could space it out better?
Ashely
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 02:25 ب.ظ
Amazing issues here. I'm very happy to look your article.
Thanks so much and I am looking forward to touch you. Will you kindly drop me
a e-mail?
BHW
جمعه 25 فروردین 1396 10:58 ق.ظ
A person necessarily assist to make severely posts I'd state.
This is the very first time I frequented your website page and to this point?
I amazed with the research you made to create this actual put up amazing.
Excellent activity!
BHW
جمعه 11 فروردین 1396 10:07 ب.ظ
Today, I went to the beach with my children. I
found a sea shell and gave it to my 4 year old daughter and said "You can hear the ocean if you put this to your ear." She put the shell
to her ear and screamed. There was a hermit crab inside and it
pinched her ear. She never wants to go back! LoL
I know this is totally off topic but I had to tell someone!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر