تبلیغات
مهریان - حضرت مهدی(عج) به روایت معصومان

حضرت مهدی(عج) به روایت معصومان

نویسنده :جواد مهریان
تاریخ:چهارشنبه 20 مرداد 1389-10:47 ق.ظ

حضرت مهدی(عج) به روایت معصومان

سرچشمه فیض

وجود پاک و نورانی حضرت ولی عصر(عج)، چه در دروه غیبت صغری و چه در دوره غیبت کبری، همواره منبع فیض و برکات فراوانی بوده است و مؤمنان در هر دوره، از وجود مقدّس ایشان بهره ها برده اند. ایشان چون آفتابی تابانْ از پس ابر غیبت به نورافشانی مشغول اند. جابربن عبداللّه انصاری نقل کرده است که از رسول خدا صلی الله علیه و آله پرسیدم: آیا شیعیان دردوران غیبت از قائم(عج) بهره می گیرند؟ رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «سوگند به خدایی که مرا به رسالت مبعوث کرد، پیروان حضرت در حال غیبت از قائم بهره و از نور ولایت او روشنی می گیرند، همان گونه که مردم از آفتاب بهره مند می شوند، هرچند ابر سیمای آن را بپوشاند».

برخورداری مردم از نعمات

وجود پاک و مقدس امام عصر(عج) منشأ خیرات و برکات فراوانی است. این خیرات و برکات در زمان ظهور ایشان صد چندان می شود، به گونه ای که دست بخشنده ایشانْ هیچ نیازمندی را ناامید باز نمی گرداند و بخشش های آن حضرت، بی دریغ و بی شمار برمردم و بر همه موجودات فرو می بارد. از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل است که فرمود: «امت من در زمان حضرت مهدی، آن چنان از نعمت ها برخوردار می شوند که هرگز نظیر آن دیده نشده است. آسمان سیل آسا بر آنان فرو می ریزد، زمین تمام گیاهانش را می رویاند و ثروت در آن روز روی هم انباشته می شود».

ثبات در دین

با طولانی شدن غیبت امام دوازدهم (عج)، عده زیادی از مردم از دین منحرف شده و منکر وجود پاک و نورانی آن حضرت می شوند. از این رو، از ائمه اطهار علیهم السلام روایات گوناگونی در خصوص اجر و ثواب کسانی که بر دین و آیین آن حضرت باقی می مانند و ذرّه ای تردید به خود راه نمی دهند، نقل شده است. حضرت علی علیه السلام می فرمایند: «قائم ما غیبتی دارد که مدت آن طولانی خواهد بود. آگاه باشید که هر کس به دینش ثابت بماند و با طولانی شدن غیبت او، دلش قساوت پیدانکند، روز رستاخیز در رتبه من و با من خواهد بود».

خالی نماندن زمین از حجت خد

طبق اعتقادات اسلامی، زمین هیچ گاه از حجت و ولیّ خدا خالی نمی شود و همه هستی، حیات خود را مرهون وجود پاک و مقدس اوست. امام علی علیه السلام در نهج البلاغه می فرماید: «هیچ گاه صفحه زمین از قائم با حجت و دلیل ـ خواه ظاهر و آشکار باشد یا مخفی و پنهان ـ خالی نمی ماند، تا دلایل و اسناد روشن الهی ضایع نگردد و به فراموشی نگراید و مسخ و تحریف نشود».

شبیه به پیامبر در خلق و خَلق

در سنن ترمذی که یکی از کتاب های معتبر اهل سنت است، آمده است که روزی حضرت علی علیه السلام به پسر خود امام حسین علیه السلام نظر کرد و سپس فرمود: «این پسرمن سید و مهتر قوم است، چنان که حضرت رسول صلی الله علیه و آله او را سید نام کرد و ازفرزندان او مردی خواهد آمد که نام پیغمبر شما را دارد در خلقت و خلق شبیه اوست و زمین را از عدالت پر خواهد کرد».

مخفی بودن ولادت

خداوند با قدرت بی پایان خود، ولادت حضرت مهدی (عج) را از دشمنان مخفی کرد و تاکنون، آن حضرت را مشمول حمایت خود قرار داده تا حکومت عدل جهانی به دست حضرتش برقرار گردد. حضرت امام حسن علیه السلام چندین سال پیش از ولادت قائم آل محمد (عج)، درباره آن حضرت می فرماید: «قائم همان کسی است که حضرت عیسی علیه السلام پشت سر او نماز می گزارد. به درستی که خدای متعال ولادت او را مخفی می دارد و او را از نظرها پنهان می کند.زمانی که فرزند برادرم حسین بیاید، خداوند عمر شریفش را در زمان غیبت طولانی می کند و به قدرتش او را ظاهر می سازد، در حالی که همانند جوان کم تر از چهل سال می نماید تا همه بدانند که خداوند بر همه چیز قادر و تواناست».

عدالتی فراگیر

هنگامی که حضرت مهدی (عج) ظهور می کند، از تمام ظالمان و ستمگران انتقام می گیرد و آنان را ازصحنه روزگار محو می کند و همه را زیر چتر عدالت فراگیر خود قرار می دهد. امام حسین علیه السلام در حدیثی می فرماید: «خداوند قائم ما را از پس پرده غیبت بیرون می آورد و آن گاه او از ستمگران انتقام می گیرد». و نیز در حدیثی دیگر می فرماید: «آن گاه که برپا دارنده عدالت ـ امام مهدی(عج) ـ قیام کند، عدالتشْ نیکوکار و بدکار را فرا می گیرد».

آفتاب حق و حقیقت

هنگام ظهور حضرت ولی عصر (عج)، زمین از وجود آن حضرت نورباران و آفتاب حق و حقیقت عیان می شود. جهل و ظلمت از روی زمین رخت بر می بندد و کدورت ها و تیرگی ها بر طرف می شود. مفضّل بن عمر از امام صادق علیه السلام روایت کرده که ایشان فرمود: «هنگامی که قائم ما قیام کند، زمین به نور پروردگار روشن می شود و بندگان از نور آفتاب بی نیاز می شوند و ظلمت برطرف می گردد».

خورشید پشت ابر

حضرت مهدی(عج) در میان مردم رفت و آمد دارد، اگرچه مردم ایشان را نشناسند. بنابراین، در زمان غیبتْ پاسداری امام از دین و دستگیری از مردم شایسته، به خوبی انجام می گیرد و در حقیقت، امام همانند خورشید پنهان پشت ابر است که از نورش موجودات بهره می برند. امام صادق علیه السلام در پاسخ کسی که پرسید بود: چگونه مردم از امام غایب استفاده می کنند؟ فرمود: «همان گونه که از خورشید، وقتی که ابر آن را می پوشاند، استفاده می کنند».

منکر مهدی(عج) منکر رسول خدا صلی الله علیه و آله

در روایات متعددی که از ائمه اطهار علیهم السلام به ما رسیده، بشارت ظهور حضرت مهدی(عج) داده شده است. در این روایات تأکید شده که مؤمنان باید همواره بر آیین خود استوار بوده و به وجود آن حضرت ایمان داشته باشند. امام صادق علیه السلام فرموده اند: «هر کس به تمام امامان اقرار کند، ولی وجود مهدی را منکر شود، مانند کسی است که به همه پیامبران عقیده داشته باشد، ولی پیامبری حضرت محمد صلی الله علیه و آله را انکار کند».

ظهور حضرت مهدی(عج) در کنار کعبه

امام هشتم علی بن موسی الرضا علیه السلام می فرماید: «چهارمینِ از فرزندان من، مردی است که خداوند به وسیله او، زمین را از هر جور و ستم پاک می کند. اوست که پیش از خروجش غایب می شود و زمانی که قیام می کند، زمین به نورش نورْباران می کند و عدالت را درمیان مردم برقرار می سازد. در آن زمان، کسی ظلم نمی کند و به کسی ظلم نمی شود. هنگام ظهور او، منادی از آسمان، به طوری که تمام اهل زمین صدایش را می شنوند، ندا می دهد: «بدانید که حجّت خدا در کنار بیت اللّه ظهور کرده، پس از او تبعیت کنید، به درستی که حق در او و با اوست».

وحدت در زمان ظهور

یکی از رسالت های بزرگ پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و ائمه معصومین علیهم السلام ایجاد وحدت بین مسلمانان و پیوند بین قلب های مؤمنان بود و آن بزرگ وارانْ همواره در این راه تلاش های فراوانی از خود نشان می دادند. در زمان ظهور امام زمان(عج)، این رسالت به طور کامل تحقق می پذیرد. امام هادی علیه السلام در این باره می فرمایند: «اوست که امت اسلامی را به وحدت کامل می رساند و نعمت های الهی رادر حق آنان به نهایت خواهد رساند. خداوند متعال به واسطه آن حضرت، حق را پا برجا و باطل را نابود خواهد ساخت».

مثل خضر و ذوالقرنین

یکی از یاران امام حسن عسکری علیه السلام می گوید: «به خدمت امام حسن عسکری علیه السلام رفتم و می خواستم از آن حضرت درباره جانشین شان سؤال کنم. حضرت پیش از آن که سخن بگویم، فرمود: «ای احمد! خدای عزوجل از روزی که آدم را آفرید، تاکنون زمین را از حجت الهی خالی نگردانیده و تا روز قیامت هم خالی نخواهد گذاشت. این حجت کسی است که خداوند به برکت او، بلاها را از اهل زمین دفع می کند و از آسمان باران رحمت می فرستد و برکت های زمین را می رویاند». گفتم: یابن رسول اللّه ! پس امام و خلیفه بعد از شما چه کسی خواهد بود؟ حضرت به داخل خانه رفت و وقتی بیرون آمد، کودکی بر دوشش بود مانند ماه شب چهارده که سه ساله می نمود. بعد حضرت فرمود: «این امام بعد از من است. ای احمد! مَثَل او در این امت، مَثَل خضر و ذوالقرنین است. به خدا سوگند که او از دیده ها پنهان خواهد شد و تنها کسانی که امامت او را بپذیرند و برای فرج او دعا کنند، رستگار می گردند».

دل نوشته ها

خدا کند تو بیایی

... سنگینی بار انتظارْ بر پشتِ ما، سنگینی یک سال و دو سال نیست، سنگینی یک قرن و دو قرن نیست، حتی از زمان تودیع یازدهمین خورشید نیست. تاریخ انتظار و شکیبایی ما، به آن ظلم که در عاشورا بر ما رفته است، بر می گردد. به آن تیرها که از کمان قساوت برخاست و بر گلوی مظلومیت نشست. به آن جنایتی که دست و پای مردانگی را برید. از آن زمان تاکنون، ما به آب حیات انتظار زنده ایم؛ انتظار ظهور منتقم خون حسین.

تاریخ استقامت ما از آن هم دورتر می رود، از عاشورا می گذرد و به بعثت پیامبر اکرم می رسد. هم اودر مقابل همه جهل و ظلم و کفر و شرکت و عناد و فسادی که جهانِ آن زمان را پوشانده بود، وعده می فرمود که کسی خواهد آمد؛ نامش نام من، کنیه اش کنیه من، لقبش لقب من است و جهان را از توحید و عدل و عشق و دادْ پر خواهد فرمود.

اما تاریخ صبر و انتظار ما به دورترها برمی گردد. به مظلومیت و تنهایی عیسی، به غربت موسی، به استقامت نوح و از همه این ها می گذرد تا به مظلومیت هابیل می رسد.

انظار و بردباری ما را وسعتی است از هابیل تاکنون و تا برخاستن فریاد جبرئیل در زمین و آسمان و آوردن مژده ظهور امام زمان. آری و در آن زمان، هستی حیات خواهد یافت، عشق پر و بال خواهد گشود و در رگ های خشکیده علم، خون تازه خواهد دوید. شیطان خلع سلاح خواهد شد و انسان بر مرکب رشد خواهد نشست و عروج را زمزمه خواهد کرد.

سید مهدی شجاعی

ماییم و بغض ابرها

بی تو در بیابان بی کسی، چشم های مان را به انتظار سپرده ایم و آمدنت را به دردمندی دل هامان مژده می دهیم. ماییم و آسمانی از بغض ابرها و امید تیغ تو که انتشار باران است. ماییم و تهی دستی و تشنگی. ماییم و این صحیفه ناتمام و چشم هایی که در انتظار فصل توست. ماییم و شب های شوق که به واژه های ندبه صبح می شود.. ماییم و آفتاب که در برابر چشمان تو حقیر است. دریا شبنمی است چیکده بر غنچه ای از باغ تو. حُسن از تو می آموزد و فیض از تو بهره مند می شود. رستگاری در پی قدمت افتاده و نجاتْ محتاج توست. ماییم و دشت که نقطه ای است در برابر نگاهت. ماییم و کوه که شرمنده طاقت توست. ماییم و خط خون که تا قیامت جاری است. ما تو را در شب وصل به میهمانی دل ها می خوانیم. ضیافتی که دشت آشنایی است. مجلسی که درآنْ صدق، اعتقاد و اخلاصِ عمل می دهند. عین الیقین می بخشند.

اکرم حسین آبادی

بیا که جهان در انتظار توست

می دانی به چه می مانم، به کبوتری زخم خورده که درد هجران بی تابش کرده؛ پس بگذار از غبار تن بکوچم و خود را در زلال اشک بشویم و از تو بگویم.

مهدی جان! ما به انتظارت می نشینیم تا از انتهای جاده خلوص بیایی و برای مان هدیه ای از گلشن رضوان بیاوری. ای وای که انتظار و بردباریِ ما را وسعتی است از هابیل تا کنون و تابرخاستن فریاد جبرئیل در زمین و آسمان و آوردن مژده ظهور تو.

بگو در کدامین سپیده دم متولد شدی که روح پاکت از ظلمت و سیاهی خالی است؟ تو در صخره کدام دماوندِ با شکوه ایستاده ای و بر بال کدامین البرزِ سربلند تکیه کرده ای که آفتابْ در حضور تو فانوسی است، در انتهای دریاهای آبی رنگ؟

بیا، بیا ای عشق تا دیده بارانی مان را به وسعت شانه هایت تقدیم کنیم. بیا که جهان در انتظار توست و بغض در گلوی عاشقانْ آماده شکستن است. می دانم که تو خواهی آمد و در هر قدم، شاخه ای از عاطفه خواهی کاشت. تو می آیی در حالی که دست هایت پر از گل های نرگس است. دست نوازش بر سر میخک هایی خواهی کشید که بادْ کمرشان را خم کرده است. تو حتی بر قلب کاکتوس ها هم رنگ مهربانی خواهی زد. تو می آیی و با آمدنت، خونِ طراوت و زندگی در رگ های صبح جریان پیدا خواهد کرد.

سمیرا ابراهیمیان

مهربان و پر نور

حبیب من! قصه پر غصه فراق و جدایی تو را هر اهل دلی که بشنید، از دردْ جانش به خزان نشست. اهل دل که نه، داستان غیبت تو را بر هر سنگ و گیاهی که خواندند، پژمرده گشت. کبوتران آسمان به حال ما بیچارگان رقّت می کنند و ماهیان مدامْ عوض ما ظهور تو را می طلبند.

مولای من! آن قدر روزها و شب ها آمد که ما به خود نیامدیم و نپرسیدیم چرا تو در صحراها خیمه نشین شده ای؟ ما به خود نیامدیم و تو هر روز امیدواری که ما به سویت بگردییم. مولای من! ای رنجور نامردمی ها! اینک من، در دل تار شب، در خلوت بی کسی روز، آرام برمی خیزم، دو رکعت نماز نیاز می خوانم که بدی ها و غفلت هایم را نادیده بگیری و تو چقدرمهربانْ همه گذشته هایم را و همه بدی هایم را می بخشی. مهربان و پرنور مرا می پذیری و نوای گرم و صمیمی اتْ در بند بند وجودم شنیده می شود که می فرمایی: «خدایا، خداوندا! از درگاهت می خواهم که از ثواب های منِ مهدی برداری و در نامه اعمال شیعیانی قرار دهی که اینک دل شکسته و خجلت زده برگشته اند».

سعید بیان الحق

برداشتی از دعای عهد

ای پروردگار صبح! در جشن با شکوه روزی که آغاز می شود و در تمامی روزهایی که شیرینی نام تو بر لبانم می نشیند، من عهد دیرینه خویش را با صاحب صبح و امام عصر تازه می کنم و دست بیعتم را در زلال دستانش معطّر می سازم، تا شعر سپید این عشقْ در صحن دلم تکرار شود. طراوت جاریِ این عهد و بیعت، هرگز از باغ خاطرم بیرون نمی رود و پیوسته شال سبز محبتش را بر گردن می نهم تا نوازشگر شانه های لرزانم باشد. خالق مهربان من! اگر دست تقدیرتو، لباس سپید آخرت را بر تن من پوشانْد و درخت زندگی ام تن به خواب زمستانی و ابدی خویش سِپُرْد و میان من و آن بهار موعود جدایی افتاد، پس در زمانی که سیمای مهربانِ آن ماه تابان در آسمان چشم مردمان آشکار شد، مرا از محراب قبرم برانگیز و توفیق احرامْ در صحنه و صفایش را عنایت کن، تا لبیک گویان در گرد کعبه وجود مقدّسش طواف کنم.ای اجابت کننده هر دعا! پنجره قلب منتظران رو به آسمان بی کرانت گشوده است تا به یک اشارت تو، غبار غم و اندوهِ غیبت از دل ها برخیزد و چشم ها به تماشای باران ظهور بنشیند. خدایا! شب یلدای هجران را به یُمن ظهور ماهِ کاملش کوتاه کن که شب پرستان، هم چنان چشم بر صبح صادقش بسته اند و مؤمنان، طلوع خورشید جمالش را نزدیک می دانند.

برداشتی از دعای فرج

خدایا! طوفان بلا از هر سو برخاسته است و امواج فتنه از هر طرف زبانه می کشد. سایبان های نجابت فرو افتاده اند و ساقه های توسل شکسته اند و گل های امید پرپرگشته اند. زمین با همه وسعتش، چونان قفس تنگی فرصتِ پریدن را گرفته است و آسمان با همه سخاوتش، باغ بخیلی است که در فصل ایثارْ درهای رحمتش ناگشوده مانده است. خدایا! دست های التماس من، تنها و تنها نسیم عنایات تو را به یاری فرا می خواند و دلِ شکسته ام، فقط در محراب محبت تو زبان به شکایت می گشاید و میعادگاه آشفته ترین روزها و آسوده ترین شب هایم، حرم امن توست. ای بهار عاشقان! دل های شکسته، بی قرار فصل فریادرسیِ تواَند و پلک های خسته، استقبال از باران صدایت را لحظه شماری می کنند. پس ای آفتابی ترین صبح! چشم های تشنه را به نور نگاهت سیراب گردان و در طلوع ناگهانی ات، هر چه بیش تر شتاب کن.

روشنایی بی مرز

به هیأت آفتاب می مانی، آن هنگام که ابرهای سیاه غفلت و ظلمت ما، قامت آسمانی ات را قاب می گیرند.

ای روشنایی بی مرز! این روزها، آسمانِ دلمان در فراقتْ مهمان بی ستاره ترین شب هاست. سجاده هامان مدت هاست نمِ اشکی به خود ندیده است. دست هامان سال هاست در خشک سالی بخل مانده اند و دل هامان در انتظار قطره ای عاطفه سوخته اند.

ای نور! بی تو آفتاب از خود نوری ندارد و این روشنایی کاذب، فریب چشمان ماست؛ چرا که در غیبت تو، آسمان همیشه سیاه پوش است. ما بی تو در تاریکی محض به سر می بریم و درانتظار صبح ظهور تو بیدار مانده ایم.

در حسرت قامت تو

ای موعود! درآستانه بهاری دیگر از تولدت ایستاده ایم؛ بهاری که بی حضور تو، سال هاست هم نشین خزان است و درانتظار دستان تو بر سر می برد. درفراق تو، گل ها اندیشه شکفتن را از یاد برده اند و رودها، حیران در بستر زمینْ به دنبال ردّ پایی از تو سرگردان اند، چشمه ها در انتظار تو می جوشند و دریاها در فراق تو می خروشند. ای ناگشوده ترین راز! دشت را بنگر و شقایق های داغ دار را که یک صدا تو را می خوانند و درختان را که در هر صبح و شام، حسرت بلندای قامت تو را آه می کشند و آفتاب را که هر سپیده دم، به شوق دیدار تو طلوع می کند و در حسرت روی تو، در دل آسمان می سوزد و در فراق تو به خون می نشیند.

ای خورشید پنهان! در این عصر آهن و موشک، زمین در خشک سالی ظلم و ظلمت غوطه می خورد و جهان در پنجه های بی عدالتی گرفتار آمده است. بگو، آفتاب جمالت کی و از کدام سمت می تابد و دستان بهارآورت، در کدام فصل گل می دهند. بیا تا دل هامان دوباره عاطفه را تجربه کند و پرواز را بیاموزد. بیا تا روزگارمان یک سره آفتابی شود. درختان در سایه سار قامت تو بیارمند و شقایق ها داغ خود را فرو نهند. ای آرام بخش دل دریا! چشمان ما کی بلندای قامت تو را قاب می گیرند.

در انتظار بهار

سلام بر آفتاب قلب همیشه بیدارت که غروبی ندارد. سلام بر ابر چشمانت که مدام حدیث بارش را تلاوت می کند. سلام بر جاری لبانت که همواره عطر نام خداوند را می تراود.

آه ای بهار پنهان! آن هنگام که شاخه دستان نیلوفری ات به قصد نیاز بر درگاه دوست می پیچند، برای ما خواب زدگان چه تمنّا می کنی و زیر باران همیشه مستجاب چشمانت، رو سفیدی کدام گنه کار را از خدا می خواهی؟

ای همیشه در قنوت! عطر تو، تا ناکجا آباد جهان پیچیده، ولی مشام مسموم ما، کی می تواند شمیم روح بخش حضورت را استشمام کند. ای همیشه بارانی! ما در انتظار روزی هستیم که بهار وجودت بر شاخه هستی شکوفه کند. درختان به یُمن قدومت جامه سبز بر تن کنند و گل ها عطرِ از دست رفته خود را بازیابند. تا رسیدن آن روز بر سجاده نیاز خواهیم نشست و همواره با اشک چشم، قلب هامان را شست وشو می دهیم و از خداوندْ مولامان را می طلبیم.

پنجره ها به سمت خداوند

می آیی، از پشت فاصله ها و زمین پر از قاصدک های خوش خبر می شود و دل ها پرواز را تجربه می کنند. بغض سنگ می شکند و چشمه ها در خاک جاری می شوند. آن روز، روی لب های یکایک رهگذران گل لبخند می شکفد. آفتاب از سمت دل ها می تابد. زخم زمین الیتام پیدا می کند و ظلمت کده آسمان، مهمان پر فروغ ترین ستاره ها می شود. آن روز، پنجره ها به سمت وسعت بی نهایت خداوند باز می شوند. بلبلان بر شانه های تو، زیباترین ترانه هستی را سر می دهند و عاشقِ گلِ روی تو می شوند. شقایق ها از زمین سر بر می کنند و حضور پاک تو را نفس می کشند.

ای نور روشنی بخش! کائنات در انتظار آن روز ایستاده اند و چشم های زمین، بر تمام جاده ها خیره مانده است. بگو از کدام سمت می آیی تا قدوم سبزت را گل باران کنیم.

ای بلندترین واژه هستی! تو در اوج حضور ایستاده ای و غیبت ما را می نگری و بر غفلت ما می گریی. در این نیمه شعبان و در آستانه ماه رمضان، بخواه که پرده های جهل و ظلمت از دیدگان ما کنار رود و جمال دلربای بلندترین واژه هستی، یوسف زهرا، مهدی موعود را بنگریم.

از آن سوی دریاها

می آیی از آن سوی افق های دور و لحظه هایمان را نورباران و تمام مستضعفان جهان را مهمان سفره قلبت می کنی. می آیی از آن سوی دریاها و ما را از جاری لبانت سیراب می کنی و در آسمان دلت پرواز می دهی. می آیی از سمت خدا و وجودمان را از هر کینه و حرص و تیرگی شست و شو می دهی. آن روز که بیایی، تمام جاده های جهان با گل های ارغوانی فرش راه تو می شوند و قدم های تو را بوسه باران می کنند. گوش هامان منتظرند تا با طنین نغمه آسمانی ات پر شوند؛ آن هنگام که کنار کعبه ندا می دهی «اَنا بقیةُ اللّه » و دست هایت در تمام زمین جاری می شود تا ریشه های ظلم و ستم را درو کند و در تمام زمین عدالت بکارد.

ای آفتابی ترین! در روز میلادت، دوباره زخم فراق تو در ما سرباز کرده است. دراین روز، ما دست هامان را به سمت آسمان بلند می کنیم و ازخداوند می خواهیم با تعجیل در ظهورت، قلب هامان را از هر بغض و حرص شفا بخشد.

ناب ترین عطر جهان

درود بر تو ای دوازدهمین ستاره تاب ناک آسمان ولایت! سلام بر تو ای روشنی کائنات! ای آفتاب تابیده از آسمان های دور دست! ای خوش بوترین عطر جهان! آن هنگام که نسیم، رایحه دل نوازت را دردشت ها می پراکند، کدام گل از عطر ناب تو سرمست نمی شود و کدام رودْ در جست وجوی تو در تمام زمین، ترانه انتظار سر نمی دهد؟ گنجشک ها چسبیده به شاخه سیاه روزگار، سرود نام تو را می خوانند، زمینْ سال هاست در انتظار گام های تو خیره مانده است و درختان، هزار سال است در قنوت دست هایشانْ تو را به یاری می طلبند. ای آخرین نجات! بگو قلب هامان کی به اجابت می رسد، چشم هامانْ چه وقت با اشک شوق چراغانی می شود و گوش هامانْ چه هنگام با طنین آسمانی صدایت آشنا می گردند.

در این روز مبارک، از خدا می خواهیم که ظهورت را نزدیک فرماید، تا وجودمان در فصل وصل، بادست های بهارآورتْ به گل بنشیند.

 



نوع مطلب : مذهبی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Foot Complaints
سه شنبه 17 مرداد 1396 01:53 ب.ظ
My brother suggested I might like this blog.
He was totally right. This post actually made my day.
You can not imagine simply how much time I had spent for this
information! Thanks!
BHW
جمعه 11 فروردین 1396 12:50 ق.ظ
Hi to every , because I am genuinely eager of reading this blog's post to be updated
regularly. It carries pleasant data.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر